تبليغاتX
" A.H group85 " یادداشتهای
" A.H group85 " یادداشتهای
دفترچه خاطرات خز و خيل دانشجويي
 

تبادل اطلاعات در اي اچ گروپ :

يكشنبه ي همين هفته يكي از اعضاي اي اچ گروپ اسم يكي از دوستان قديمي گروه رو، در راديو قاطيه اسم اغقتشاشگران دستگير شده ، شنيد . از قضا فرداش اون دوست دستگير شده وسط سالن دانشكده روئيت شد . اي اچيه مذكور از اونجا كه خيلي ذوق زده شده بود كه اسم يه آشنا رو در راديو شنيده بود اومد به بقيه اعضا اين حماسه ي بزرگ رو اطلاع بده . روند تبادل اطلاعات در گروه به اين صورت بود :


اي اچيه اول (شاهد عيني) به اي اچي دوم : واي ديروز اسم اغتشاشگراي دستگير شده رو تو راديو اعلام كرد هادي . س هم دستگير شده . همين 2 دقيقه پيش هم وسط سالن بود يه چند نفر دورش جمع بودن . آخ كه دوست داشتم ازش ميپرسيدم واقعا گرفته بودنش؟ بازداشت چه طور بوده ؟؟؟

انتقال اخبار از اي اچي دوم به اي اچي سوم : شنيدي ديروز   هادي . س  رو گرفته بودن ...؟همون كه اقتصاد ميخونه... شهرزاد تو راديو  اسمش رو شنيده ... ولي ميگه ديورز وسط سالن يه عالمه برو بچس دورش جمع بودن و هادي  داشته از بازداشت واسشون تعريف ميكرده !!!.  حيف دورش همه پسرا بودن وگرنه شرزي ميرفت حال و احوال ميكرد باهاش !!!!

انتقال اخبار از اي اچي سوم به چهارم : وااااااااااااي ديروز نبودي ببيني ... مثكه هادي . س رو پريروز دستگير كرده بودن بعد ديروز آزادش كردن .بچه ها ميگن با يه وضعي اومده بوده دانشگاه كه يه عالمه آدم دورو برش داشتن كمكش ميكردن راه بره .!!! معلوم نيست چه كتكي خورده !!!  طفلي ... تازه بچه ها باهاش حال و احوال كردن ولي ميگن هي هادي ميخواسته ماجرا رو تعريف كنه ولي از فكش هنوز خون ميومده نميتونسته درست حرف بزنه !!!

انتقال اخبار از اي اچي چهارم به اي اچي پنجم : تو هم خبر رو شنيدي؟ ميگن روز عاشورا هادي . س رو هم گرفتن كت بسته انداختنش تو ماشين كميته و بردن . هيشكي نميدونسه زندست يا مرده ! ولي فرداش طي يك حركت شهادت طلبانه اومده بوده دانشكده ... اوخ اوخ ميگن دست و پاش كه همه شكسته بوده ... كتف و دنده و  دهن و دندون واسش نذاشته بودن بسكه با اين پتكا زده بودن تو سر و كلش... يه 10 نفر فقط اسكورتش كرده بودن كه هادي بتونه راه بره .اصلا نميذاشتن كسي بهش نزديك بشه . به نظرم ديگه بچه مردم ناقص شد ...

انتقال اخبار از اي اچي پنجم به ثبت در وبلاگ :


بچه ها يه خبر بد دارم ... هادي .س   روز عاشورا شهيد شد !!!!

 


وقتي اي اچ گروپ پسراي همكلاسي رو با دوست دختراشون روئيت ميكنن:

در حالي كه همه سوار ماشين هستيم . از انجا كه اكثرا شهرزاد  در نبرد روزانه ي " كي ميتونه صندلي جلو بشينه" اول ميشه ، جلو بغل دست شيرين نشسته  و اولين كسيه كه سوژه ي مورد نظر رو روئيت ميكنه !!! طي يه حركت تابلو داد ميزنه " اااا فلانـــــــــــــــــــــي"


بقيه بچه ها به جز شيرين متوجه حرف شهرزاد ميشن و بعد در حالتي كه چشاشون 4 تا شده  با انگشت سمتش اشاره ميكنن و همه با هم ميگن " اااااا فلاني با دوست دخترش"
كلمه دوست دختر كه ميون مياد يهو شيرين متوجه قضيه ميشه و خيلي تابلو تر ترمز تيكافي خفن ميگيره قیییییییچ  و در حالي چشاش 8 تا شده ،سرش رو 180 درجه برميگردونه  و ميگه : ااااااا ین که دختر پارسالیه نیست   !!!


تفريح جديد پسراي دانشكده :

سال جديد كه شروع شد دانشكده تحولات خفني رو تجربه كرد . از جمله اين كه يك سري VJ (ورودي جديد) كه بسيار بسيار فنچ هم تشريف دارن ، با قيافه هايي سيخ سيخ  و گاهاً بور كه از دور داد ميزنن ما اغتشاشگريم ، طي يك حركت ضايع كننده رفتن عضو بسيج شدن .
اين گروه جوجو و باحال كه اسماشونم ميكروب ، كيانو ، مبین و ... هست،  يه تفريح سالم به تفريحات دانشكده اضافه كردن . بگــــــــــم ؟؟؟ بـــــــــگم ؟؟؟‌

 اونم اين كه از بين 4 تا دستشويي مردونه ي دانشكده ، راست ميرن تو دستشويي كه بغل دست تايپ و تكثيره (يعني نزديك به جايي كه مونث و مذكر همش حضور دارن ) بعد شروع ميكنن به مدت 10 دقيقه يه ربع با صداي بلند تخليه انرژي ميكنن ! اونم چطور ؟؟؟؟ ‌ با اهنگاي مستهجن و خفنگ آدماي وطن فروشي كه آهنگ مستهجن تر عاشقانه اي به اسم تقدير خوندن ...


تازه شواهدشم موجوده !!!

 


 

|+| نوشته شده توسط یک ای اچی در چهارشنبه 1388/10/09 ساعت 9:31 |

آلبوم ای اچی
سلام

میگن شنیدن کی بود مانند دیدن....

کلاس تفسیر قرآن

خسته بوده خب

اگه گفتي اين كيه؟؟؟

 وقتي يه نفر تصميم ميگيره اندازه انگشتاشو داشته باشه

چه اثر هنري اي...

متن تصویر(با لهجه مشهدی خوانده شود):

ای ره که مبنین اثر پنجولای یه خرس قطبیه که یک پالتوی قشنگم تنش کرده و هی به خودش منازه

یره خیلی از خود راضیه.خیلی هم مهربونه مو خیلی دوسش دروم

اين براي اوناييه كه به توانايي هاي ما شك داشتن

كاردستي

 

کلاس حسابرسی۲

دقايق اوليه كلاس

بازي ميكنن :دي

 

 دقايق بعدتر كلاس از يك زاويه ديگه

اينجا گوشيا جا به جا شده

اينم نيم ساعت بعدشه

بدون شرح...

هيــــــس

دارن درس گوش ميدن

 

|+| نوشته شده توسط یک ای اچی در چهارشنبه 1388/09/25 ساعت 0:29 |

کنکور ای اچ شناسی
 

کانون فرهنگي اي اچ برگزار ميکند :


نمومنه سوالات کنکور اي اچي  شناسي ، علاقمندان ميتوانند جهت آگاهي از ميزان اي اچ شناسي خود به سوالات زير پاسخ داد و در اسرع وقت هر کاری دلشون خواست انجام بدن ... به ما چه !

سوالات تستي:

1. چرا در راه تريا تا کنار ماشين شيرين ، شهرزاد دست شيرين رو چسبيده بود ؟
الف) چون دوست داره .... به تو چه ؟
ب ) چون دوستـــــش داره (شيرين رو رو )
ج)چون شيرين خيلي هاته (Hot )
د) چون ميخواد صندلي جلوي ماشين بشينه !!!

2. چرا بز اعظم ديگه عينک نميزنه ؟
الف)کي گفته ؟ همش هم عينک ميزنه
ب)ليزيک کرده شایدم لنز گذاشته !
ج)چون وقتی امین کنارشه نه به چشم نیاز داره نه عینک  
د)براي اينکه شهرزاد رو نبينه !!! (گزینه ی صحیح)

3. چرا در راه ماشين تا کلاس تفسير فائزه دست شيرين رو چسبيده بود ؟
الف) چون دوست داره .... 
ب) چون تفهيم نشده از ماشين پياده شديم و داريم ميريم سر کلاس
ج)چون شيرين خيلي hot  ه
د) چون ميخواد در راه برگشت صندلي جلوي ماشين بشينه !!!

4. چرا استاد موسوي به EPS ميگه ESP  ؟؟؟
الف)چون دوست داره ... کلا مسائل مربوط به استادا به شما هيچ ربطي نداره !
ب)ميخواسته دانشجوهاش رو امتحان کنه
ج)چون شيرين که خيلي hot ه پاي تخته بوده !!!
د)چون PHD داره از دانشگاه آکسفورد !!!

5. چرا مرضي سر کلاس تفسير جدا از بقيه بچه ها ميشينه ؟
الف)خوب ميدونين ديگه حتما چون دوست داره
ب)چون ميخواد به جک هاي دکتر!!! تو سيميا بخنده !!!
ج) چون ميخواد دل بقيه بچه ها واسش بسوزه بزارن در راه برگشت جلو بشينه !
د)عاشق استاد شده و ميخواد تنها تنها تورش کنه ...

6)چرا سام شيک سر کلاس موسوي همش سرش طرف اي اچ گروپ کجه ؟
الف) چون دوست داره
ب)چون دوستمون داره !
ج) چون اي اچ گروپ کلا HOT  اند !
د) سام شيک کلا   کجـــــه !!!

7.چرا مريم (عضو علي البدل اي اچ ) سر کلاس همش آه ميکشه ؟
الف)چون دوست داره !
ب)چون عاشق استاد شده !(به دليل شباهت استاد با دکتر )
ج)چون جدا از شيرين (که خيلي HOT ه )نشسته و افسوس ميخوره
د)چون هر طور فکر ميکنه ميبينه تو راه برگشت بقيه بهش اجازه نميدن جلو بشينه !!!!

8.چرا شيرين هم بعضي وقتا مثل بقيه به سمت ماشين خودش ميدوه ؟
الف)پدر جو گرفتگي بسوزه !!!
ب)ميخواد جلو بشينه !!!(تفهيم نشده بچمون)
ج)واسه تمرين دو ي المپيک
د) ميترسه بقيه بچه ها زودتر برسن شله تموم بشه !

9.چرا تازگي ها سر و کله ي آرزو تو دانشکده پیدا نميشه ؟
الف)تو مگه خودت خواهر مادر نداري هي تو کاراي ما سرک ميکشي ... خب دوست داره ديگه به تو چه ؟!
ب) چون داره خر ميزنه ... شايدم خر داره ميزنش
ج) چون نميدونه شيرين چقدر HOT ه ...
د ) تو روياهاش خواب آکسفورد رو ميبينه !!!

10 . چرا شهرزاد سر کلاساي 8 صبح شنبه چندين بار از کلاس ميره بيرون ؟
الف)چون دوووووووووووووست داره .
ب) چون WC  به کلاس نزديکه
ج)چون دکتر کاردان در کلاس کناري در حال تدريسه
د)چون براي رفتن به WC بايد از کنار کلاس دکي کاردان رد بشه !!!

11.چرا فائزه و شيرين و شهرزاد همش کليپ کره اي نگاه ميکنن؟
الف)خب معلومه ديگه چون دوست دارن !
ب)چون کره اي ها ما رو دوست دارن
ج)چون کليپ کره اي زده رو دست شو هندي
د)چون پالتو خز شيرين تو يکي از کليپا روئيت شده !

12. چرا سيد هنوز مياد دانشکده ؟
الف)چون دوست داره ... یادتون نره دانشکده ارث باباشه !
ب)چون دلش واسه اي اچ گروپ تنگ شده
ج)چون ميخواد امسالم برامون جشن روز دانشجو بگيره
د)چون بعد از 8 سال هنوز فارغ التحصيل نشده ! ( گزينه ي صحيح)

13. چرا اي اچ گروپ تصميم گرفتن به جاي پروژه ي دکتر ساعي پروژه ي حل التمرين رو انجام بدن ؟
الف)چون مازوخيسم دارن ... پروژه ي حل التمرين سخت تره
ب)فقط جهت بالا بردن سطح علمي گروه
ج) چون گول خوردن
د) از پا قدم سعيد سمائي بوده !!!

14. چرا فائزه تو هواي داغه دوشنبه 88/8/18 پالتو پوشيده بود ؟ واقعا چرا ؟؟؟
الف) چون همين ديشبش با شهرزاد پالتو خريده بود !
ب)چون پالتوش تُرک بوده ... يام خودش تُرکه
ج ) چون ميخواسته HOT  باشه
د)کي گفته هوا داغ بوده ... خيلي هم سرد بوده ( ويرايش فائزه)


سوالات جاي خالي :
1. رنگ امسال اي اچ ...... است .
2. جنس پالتوي فائزه و شيرين ....... و ........ است .
3.عشق شهرزاد ....... و ...... و ...... و ...... و...... و....(به دليل کمبود جا از گذاشتن باقي جاخالي ها معذوريم )  هستند .

سوال تشريحي :
وزن شعر زير را بنويسيد و ذکر کنيد در کدام بحر سروده شده .


صبح که در و پنجرمون وا ميشه
ظهر که در و پنجرمون وا ميشه
عصر  که در و پنجرمون وا ميشه
شب که در و پنجرمون وا ميشه
واي که چقدر در و پنجرمون وا ميشه !!!!


نظر سنجي :


چه کادويي براي تولد مرضيه بهتر است ؟
1. لوازم آرايش
2.هر کي هر چي خواست
3.بليط مسافرت به کره جنوبي
4.دست خر آب نمک زده
5. کوه نور ، درياي نور
6. ....... + پاپيون سبز !!!
7. کي گفته اصلا قراره کادو بخريم ؟!
8. يک عدد داش سيا ي کادو پيچ شده !
9. هر چي شيرين بخره (چون ما ميخوايم اسممون رو پايش بنويسيم)
10 بذاريم صندلي جلو بشينه !
11. بذاريم دوباره رنگ سال گروه رو انتخاب کنه .

 

|+| نوشته شده توسط یک ای اچی در سه شنبه 1388/08/26 ساعت 13:37 |

انواع دانشجو
 

 

سلام به همه دوستان خوب دانشگاهی و غیر دانشگاهی

شروع سال تحصیلی جدید رو با کمی تاخیر به همه تبریک میگیم.میدونم که همتون عاشق اول مهر هستیداین مدت  چون ما دیگه سال اخری (احترام بذار)هستیم و ارشد داریم و اینا زیاد وقت شیطنت و سوژه درست کردن نداشتیم.اما جدیدا داریم یه فکرایی میکنیم...شما فعلا این مطلب رو در مورد فعالیت های دانشجویان در کشورهای مختلف داشته باشین تا بعد....

تفاوت دانشجویان کشور های دنیا با هم

|+| نوشته شده توسط یک ای اچی در چهارشنبه 1388/07/22 ساعت 8:10 |

سوتي شمار A-H اي

 

سلام سلام

بالاخره آخرين نمره ي امتحانا اومد و
بالاخره چله ي تابستون گذشت و
بالاخره عروسيه خواهرم گذشت و
بالاخره Next Persian Star (احسان عزيز كه هموژوووووووور طرفدارش بودم ) هم معلوم شد و
بالاخره معدل ها هم معلوم شد و
بالاخره تولد فائزه جونم (15 مرداد) سر رسيد و
بالاخره مرضيه جون هم خاله شد و
بالاخره شهرزاد عزيزم هم لاي جزوه هاش رو باز كرد و
بالاخره آرزو هم دل از جزوه ها كند و 2 تا فيلم نگاه كرد
                   و
بالاخره مـــا تصميم گرفتيم آپ كنيم ...

                اما...

هنوز كه هنوز ، فائزه به ولايت برنگشته و در سفر به سر ميبره و
هنوز مرضيه مجرده و
هنوز آرزو شبا خواب ارشد رو ميبينه و
هنوز شهرزاد با گربه هاش ور ميره و
هنوز من صبح تا شب جلو ماهواره لنگر انداختم و بي كارتر از همه ام ...

 

چي بگم ؟ از تابستون بگم كه هيچكي هيچكي رو نميبينه ؟ يا از نمره ها ؟

ميخوام از سوتي بچه ها بگم . البته شهرزاد و آرزو شانس آوردن كه هرچي فكر كردم سوتي از اونا يادمون نيومد ولي اگه يادمون اومد بالافاصله مكتوبشون خواهم كرد .


سوتي شمار A-H اي

 
لازم به ذكر است كه سوتي ها با نظر اعضا و به ترتيب فاجعه بودن ذكر شده اند:

 

شيرين :  اون گديم گديما  يه پلاستيك خوشكل نارنجي داشت كه ميخواست ازش استفاده كنه ولي خب پلاستيكه خيلي چروك بود ،  وي وقتي استدلال كرد  كه  براي صاف كردن سطوح چروك از اتو استفاده ميكنن ، از  اونجايي كه خيلي خير خواه تشريف دارن دلش واسه پلاستيك سوخت و خواست صافش كنه و اتوي داغ رو گذاشت روي پلاستيك بي زبون ...

امـــــــــــــا ... ســــــــــــــــــولاخ شدن پلاستيك همــــــــــــان و نارنجي شدن اتو همـــــــــــــــــان !!!
 


شيرين :  يه روز از روزاي سرد بهار امسال يك A.H ايه مرفه بي درد كه  سرخوش هم تشريف دارن  ! با ماشين اومده بود دانشكده .بعد از اتمام كلاس بچه ها تصميم گرفتن برن خوابگاه . خب همه بچه ها از جمله اين دوست مرفه بي دردمون سر خوش سرخوش با اتوبوس رفتن خوابگاه ، تكرار ميكنم با اتــوبــــــــوس .... بعد از اين كه يه ربعي تو ايستگاه اتوبوس معطل شديم اونم تو اون  هواي سرد و بعد از  نيم ساعتي الافي در  خوابگاه ... وقتي A.H ايه مذكور براي رفتن به خونه داشت به تاكسي فكر ميكرد ،  تـــــــــــــــــــــــــــــــازه  يادش اومده كه با ماشين رفته بوده دانشكده !!! و اتومبيل مذكور خيلي با ارامش در پاركينگ دانشكده جا مونده !!! شنيده بوديم مردم جزوه هاشون رو جا بذارن

ولي نديده بوديم ملت ماشين 1 تني رو يه جا جا بذارن !!!

حقش بود تو اون هوا برگشت دانشكده ، يه كم پياده روي براي تقويت حافظش مفيده ! 

 

مرضيه : اين  اي اچي طفلي   در يكي روزهاي خوشگل خدا راس ساعت 8 صبح سر كلاسش حاضر شد و از همون بدو ورود شروع كرد به وراجي كردن با اون اي اچي ديگه (فائزه ) :

 - مرضيه :واي من امروز چقدر خوابم نمياد(و در اين هنگام اين اي اچي شروع كرد به الكي دست زدن )

 فائزه هم كه  به زور چشماشو از زور خواب باز نگه داشته بود.

 - مرضيه : راستي من از ديشب دارم به پوستم اناكاندا ميزنم

 - فائزه كه يهو خواب از سرش پريده بود: چي ميزني؟؟؟؟؟؟؟؟

 - مرضيه : آ...آ...(بعد از كمي فكر كردن)آلوئه ورا

 - فائزه :  عزيزم مواظب باش چيا به صورتت ميزني يه وقت ضرر نداشته باشه برات حالا چقدر ميدي لوت ندم كه چي به صورتت ميزني؟

 

مرضيه : همون اي اچي سرخوش ذكر شده در بالا در مكاني ديگر قصد سوسك كردنه دوستي رو  داشته كه سيمين دانشور رو نميشناخته اما يهو خودش  هول ميكنه و ميگه:

اااااابـبـيــــــــــــــــــــــن ... سيمين دانشور ديگه....شــــوهـــــر جلال ال احمد!!!!

طبيعيه كه بعد از اين قضيه اوني كه چسبيد به ديوار و با كاردك جمعش كردن اون دوستش نبوده

 

فائزه : يک اي اچي درس خون و فعال سر يکي از امتحاناي قشنگ روزگار نشسته بود داشت تمام زورشو ميزد که فرمول يادش بياد که تلاش هاش!! بالاخره نتيجه داد و يادش اومد اما يه مساله اي که پيش اومد اين بود که جواب خيلي هلو بپر تو گلو و به صورت کاملا رند دراومد.در نتيجه اي اچي ما با خودش استدلال کرد که:اين استاده از اونا نيست که جواب سوالش به اين راحتي باشه پس نتيجه ميگيريم که...که...(اگه گفتي؟)که جواب تو غلطه!!!  اين اي اچي تا لحظات اخر تمام تلاش خودشو کرد ولي ذهنش ياري نکرد و در نتيجه اين اي اچي به راه خلاف کشيده شد و.......مجبور شد از رو دست جلوييش که معدل الف کلاسه نگاه کن!اين اي اچي وقتي ديد که جواب جلوييش يه چيز ديگس خوشحال شد و به حسش اعتماد کرد و هرچي که ديد(حتي نصفه نيمه)نوشت رو برگش اما......بعد امتحان با کمال تاسف و تاثر متوجه شد که معدل الف ها هم اشتباه ميکنند .

نتيجه اخلاقي: معدل غير الف ها هم بهتره از اين به بعد بزنن تو سر حسشون و به هر چي يادشون اومد اعتماد کنند چون ممکنه  چيزي که يادشون مياد کاملا درست باشه!!

 

فائزه : همين اي اچي بالايي يه روز با دو تا اي اچي ديگه تو سايت دانشکده(اتاق کامپيوتر) نشسته بودن و تلاش ميکردن سيستم ها رو روشن کنن.اين اي اچي ما هي اين دکمه پاور و ري استارت و هر چي دکمه ديگه که رو کيس بود رو فشار ميداد ولي نمي دونست چرا روشن نميشه و داشت با خودش فکر ميکرد که چرا سيستم بغلي هويجوري خودش روشن شد؟؟؟ در همين هنگام يک اي اچي نابغه بهش گفت که: ببين.... (جاي خالي رو ميتونيد با يه لغت رکيک به سليقه خودتون پر کنيد)کيس تو اين يکيه اوني که دکمه شو ميزني ماله سيستم بغليه!!!

 

مرضيه :اون اي اچ سر خوش بالاييه که يادتونه؟ مرضيه رو ميگم ....يه شب خيلي سرخوش تر از هميشه تا ديروقت  بيرون بوده و بعد مياد درس ميخونه و با بروبچ هرهرکرکر ميکنه و در اخر هم ميره يه دوش اب داغ ميگيره و ساعت 2ميگيره ميخوابه.گوشيش هم کوک ميکنه که ساعت 7 پاشه بياد سر امتحان ولی زهی خیال باطل  .صبح روز بعد نزديکاي ساعت 9:10 به لطف يکي از دوستان که ميخواستن از زنده بودنش مطمئن بشن(خدا خيرت بده ولي خوب يه نيم ساعت زودتر ميزنگيدي!) بيدار ميشه و ميفهمه چه جالب من ساعت 8 امتحان داشتم!!!(همچين قشنگ تا اخر امتحان خوابيده بوده )
خوابيدن همان و غيبت خوردن سر امتحان تــــرم همان ....

 

در پايان لقب شاه سوتي يا خداي سوتي  تقديم ميشود به :

بگم ؟بگم؟باشه ميگم

شيرين

به خاطر افتخار آفرینی در جاگذاشتن ماشین و اتو کردن پلاستیک

3 بار به افتخارش:ديري ديري دين...اي اچ

ازدوستان تقاضا ميشه كه از اين پس وي را خداي سوتي  صدا كنند

لازم به ذكر است كه اين لقب به جمع القاب وي در شناسنامه ي اي اچي اش ثبت خواهد شد.باشد كه عبرتي براي آيندگان گردد .  

 

|+| نوشته شده توسط یک ای اچی در سه شنبه 1388/05/13 ساعت 17:33 |

خلقت زن

سلام

چطورين؟با اينكه فصل امتحاناس ولي چون ميدونيم خيلي دلتون واسمون تنگ شده بود گفتيم به انتظارتون پايان بديم

آپ امروز مخصوص روز مادره البته اگه همه روز ها هم روز مادر باشه بازم كمه اما اين روز فرصتيه براي ما كه يادمون بيفته چقدر بچه هاي بدي  هستيم و چقدر مادران موجودات زيبايي هستنشاهكار خلقت خداوند هستنپس اين متن رو تقديم ميكنيم به همه مادراي اي اچي و غير اي اچي دنيا:

روزتون مبارك

 

خلقت زن

از هنگامی که خداوند مشغول خلق کردن زن بود، شش روز می گذشت.

فرشته ای ظاهر شد و عرض کرد : چرا اين همه وقت صرف اين يکی می فرماييد ؟

خداوند پاسخ داد : دستور کار او را ديده ای ؟

او بايد کاملا" قابل شستشو باشد، اما پلاستيکی نباشد.

بايد دويست قطعه متحرک داشته باشد، که همگی قابل جايگزينی باشند.

  بايد بتواند با خوردن قهوه تلخ بدون شکر و غذای شب مانده کار کند..

  بايد دامنی داشته باشد که همزمان دو بچه را در خودش جا دهد و وقتی از جايش بلند شد ناپديد شود.

  بوسه ای داشته باشد که بتواند همه دردها را، از زانوی خراشيده گرفته تا قلب شکسته، درمان کند.

  و شش جفت دست داشته باشد.

  فرشته از شنيدن اين همه مبهوت شد.

  گفت : شش جفت دست ؟ امکان ندارد ؟  

  خداوند پاسخ داد : فقط دست ها نيستند. مادرها بايد سه جفت چشم هم داشته باشند.

  تازه به اين ترتيب، اين می شود يک الگوی متعارف برای آنها.

خداوند سری تکان داد و فرمود : بله.

  يک جفت برای وقتی که از بچه هايش می پرسد که چه کار می کنيد،

  از پشت در بسته هم بتواند ببيندشان.

  يک جفت بايد پشت سرش داشته باشد که آنچه را لازم است بفهمد !!

  و جفت سوم همين جا روی صورتش است که وقتی به بچه خطاکارش نگاه کند،

  بتواند بدون کلام به او بگويد او را می فهمد و دوستش دارد. 

  فرشته سعی کرد جلوی خدا را بگيرد.

  اين همه کار برای يک روز خيلی زياد است. باشد فردا تمامش بفرماييد  .

  خداوند فرمود : نمی شود !!

  چيزی نمانده تا کار خلق اين مخلوقی را که اين همه به من نزديک است، تمام کنم.

از اين پس می تواند هنگام بيماری، خودش را درمان کند، يک خانواده را با يک قرص نان سير کند

  و يک بچه پنج سال را وادار کند دوش بگيرد.

  فرشته نزديک شد و به زن دست زد.

  اما ای خداوند، او را خيلی نرم آفريدی  .

  بله نرم است، اما او را سخت هم آفريده ام. تصورش را هم نمی توانی بکنی که تا چه حد می تواند تحمل کند

  و زحمت بکشد .

  فرشته پرسيد : فکر هم می تواند بکند ؟  

  خداوند پاسخ داد : نه تنها فکر می کند، بلکه قوه استدلال و مذاکره هم دارد .

آن گاه فرشته متوجه چيزی شد و به گونه زن دست زد.

  ای وای، مثل اينکه اين نمونه نشتی دارد. به شما گفتم که در اين يکی زيادی مواد مصرف کرده ايد.

  خداوند مخالفت کرد : آن که نشتی نيست، اشک است.

  فرشته پرسيد : اشک ديگر چيست ؟  

  خداوند گفت : اشک وسيله ای است برای ابراز شادی، اندوه، درد، نا اميدی، تنهايی، سوگ و غرورش.

  فرشته متاثر شد

  شما نابغه ايد ای خداوند، شما فکر همه چيز را کرده ايد، چون زن ها واقعا" حيرت انگيزند.

  زن ها قدرتی دارند که مردان را متحير می کند.

  همواره بچه ها را به دندان می کشند.  

سختی ها را بهتر تحمل می کنند.

  بار زندگی را به دوش می کشند،

  ولی شادی، عشق و لذت به فضای خانه می پراکنند.  

وقتی می خواهند جيغ بزنند، با لبخند می زنند.

  وقتی می خواهند گريه کنند، آواز می خوانند.

  وقتی خوشحالند گريه می کنند.

  و وقتی عصبانی اند می خندند.

  برای آنچه باور دارند می جنگند.

  در مقابل بی عدالتی می ايستند.  

وقتی مطمئن اند راه حل ديگری وجود دارد، " نه " نمی پذيرند.

  بدون کفش نو سر می کنند، که بچه هايشان کفش نو داشته باشند.

  برای همراهی يک دوست مضطرب، با او به دکتر می روند.

  بدون قيد و شرط دوست می دارند.

        وقتی بچه هايشان به موفقيتی دست پيدا می کنند گريه می کنند و و قتی دوستانشان پاداش می گيرند، می خندند.

  در مرگ يک دوست، دل شان می شکند.

  در از دست دادن يکی از اعضای خانواده اندوهگين می شوند،

با اين حال وقتی می بينند همه از پا افتاده اند، قوی، پابرجا می مانند.

  آنها می رانند، می پرند، راه می روند، می دوند و برای شما ايميل می فرستند

  که نشان تان بدهند چه قدر برای شان مهم هستيد. 

  قلب زن است که جهان را به چرخش در می آورد.  

زن ها در هر اندازه و رنگ و شکلی موجودند.

  می دانند که بغل کردن و بوسيدن می تواند هر دل شکسته ای را التيام بخشد.

  کار زن ها بيش از بچه به دنيا آوردن است،

  آنها شادی و اميد به ارمغان می آورند. آنها شفقت و فکر نو می بخشند.

  زن ها چيزهای زيادی برای گفتن و برای بخشيدن دارند.

  و خدا بزرگ بود و او بود كه داناي اسرار است

 

|+| نوشته شده توسط یک ای اچی در پنجشنبه 1388/03/21 ساعت 15:14 |

کاندیداتوری یک ای اچی
 


كانديداتوري يك اي اچي

 

يك اي اچي طي يك حركت باحال كانديد انتخابات انجمن هاي علمي دانشكده شد ( ميدونيد كه ما سطح علميمون خيلي بالاست  ) .
و همووووژور سطح كلاسمون هم بالا رفت يعني بالاتـــــر رفت .

سري ميزنيم به ستاد تبليغاتي اين عضو جيگر

نام :                 مرضيه
نام خانوادگي :   شلمن
سن :                20
تحصيلات :        دانشجوي كارشناسي ارشد  دكتراي تخصصي حسابداري


اهداف علمي :

 - بالا بردن كيفيت ساندويچ هاي دانشكده ،

 - صدور مجوز براي اردوهاي شاد ، باحال ، دلبرانه ، عاشقانه و صد البته علمـــــي بـه اطـــراف مشهد ... همين نزديكــــا ، شمال خودمون رو ميگم

 - علمي كردن هر چه تمام تر دستشويي ها اعم از دستشويي خانوم ها و برادران پس از يك سري تعميرات (ميبينيد كه هيچ گونه تبعيض نژادي در كار نيست و ما همه رقمه مدافع حقوق بشر هستيم )

 - ممنوع العبور كردن آقاي بابايي (مامور مخفي حراست) از 100 متري دانشكده

 - برپايي زنگ تفريح بين هر كلاس به مدت 15 دقيقه ... (اينطوري بچه ها خوراكيهاشون رو با استاد تقسيم ميكنن و يواشكي اون عقبا تك خوري نميكنن،ما به فكر سلامت استاد و دانشجو هستيم  )

 - رايگان كردن تلفن دانشكده براي تماسهاي ضروري ، خصوصا به  خارج از كشور

 -  پرداخت حقوق به اعضاي بسیار بسیار زحمت كش انجمن ها !!!


اهداف شخصي :

اهداف شخصي ؟ اهداف شخصي؟ نوچ نوچ نوچ چه حرفايي ...


پيام آخر :

هيچي ديگه ... به من راي بدين به نفع خودتونه ، حالا از ما گفتن بود ...

این هم ادای احترام به تمومیه طرفداران

 


نتایج انتخابات :

بزن کــــــــف قشنگه رو ووووووووووو

مرضیه شلمن نائب رئیس انجمن علمی بروبچس حسابداری شد.

  

|+| نوشته شده توسط یک ای اچی در یکشنبه 1388/02/20 ساعت 13:22 |

ماجرای زن گرفتن کره خر

 

سلام سلام .

اين مدت كه نبوديم در حال تنظيم كردن يه آپ  بوديم ولي متاسفانه كارمون تموم نشد و فعلا علي الحساب با اين شعر پر مسمي در خدمتتون هستيم ...

راستي اول تشكر كنم از ابراز علاقه ي هواداران عزيزي كه روي در فايلمون مطالب عشقولانه نوشته بودند ، و بعد ياد اوري كنم كه اميدوارم يادشون نرفته باشه كه فايل ما دقيقا رو به روي يكي از دوربين هاي دانشكده واقع شده و ميدونين كه  ما  با  نگهبانان عزيز و سخت كوش دانشكده هموژور شـــيـــش هستيم !!!!

 

 

کـــره ای گــفــت بـــه بابای خرش// پــــدر از هـــمـــه جــا بـی خبرش

وقـــت آن اســــت بــــرای پســرت// ایـــــن الاغ نـــــــرّه ی کــــره خــرت

مــاده ای خـــوشگـل و زیـبا گیری// تـــو کــه هر روز به صحرا میری

وقـــت آن اســت کـه زن دار شـوم// ورنـــه از بـــی زنـــی بــیمار شوم

پـــدرش گــفــت کــه ای کـره خَرَم// ای عــزیـــز دل بـــابــــا ، پــســرم

تـــو کـــه در چــنــتــه نداری آهی// نـــه طــویـــلــه ، نه جُلی نه کاهی

تـــو کـــه جــز خـوردن مال پدرت// پـــــــدر نـــــــرهّ خـــــر دربــــدرت

هـــیـــچ کـــار دگــری نیست تورا// یک جو از عقل به سر نیست تورا

به چه جرأت تو زمـن زن طـلــبی// بـــاورم نـیــست کـــه ایـنقدر جَلبَی

بـــایـــد اول تـــو بــگـیـری کاری// بــهـــر مــــردم بــبـــری تــو باری

بعـد از آن یک دو تا پالان بخـری// بـهــر آن کُــرّه خـــوشگـــل بـبـری

یک طــویــلـه بکنی رهن و اجار// تــا کــه راضــی شــود از تو آن یار

بـعــد بـایــد بـخری رخت عروس// بـهـر آن مـاده خــر خـوب و ملوس

جُـــلـی از جــنـــس کــتـــان اعلا// روی جُـــل نـقــش و نـگـاری زیـبـا

بــعـــد بـــایـــد بـــکـــنی گلکاری// بــهــر مــاشـیـن عروس یـک گاری

وقــتی ایـــنـهــا بـــشـــود آمــاده// بــعـــد از ایـــن زنـــدگــیـــّت آغـازه

می بــری مـــاده خــرت را حجله // بــا تـــأنــی نَـکــه بـــا ایـــن عـجـله

بــشـنــو ایــن پــنــد زبابای خرت// پــــــدر بـــــا ادب و بــــا هــــنـــرت

تــا کـــه اســبــاب مــهــیــا نشود// موسم عــقــد تــو بــر پا نشود

پــس از امــروز بــرو بر سرِ کار// تــا نـــهـــنـــد آدمـــیـــان پــشتت بار

 

 

|+| نوشته شده توسط یک ای اچی در جمعه 1388/01/28 ساعت 10:52 |

عروسیه A.H اي
 

سلام سلام

اين آخرين آپ ما در سال 87 .


به به عيدتون happy  باشه . بيا جلو عيدي كنيم  moah moah moah  (همون kiss  خودمون) صد سال به اين سالا . حالا بیخیال این تعارفا ... عيدي چي آوردي برامون ؟؟؟؟

حال عيد رو هم بيخيال امروز يه مناسبت ديگست ،

دس  دس
واااااااااااااااااي يـــه بوهايي به مشامم ميرسه . يعني چي ميتونه باشه ؟ مسلما بوي عيد نيست . اِوا بوي ادكلن خودمم نيست ، پس چي ميتونه باشه ؟ آيــــا ؟؟؟؟؟ ....................
اوه يه صدايي هم شنيده ميشه ، شمام ميشنوين ؟

بوش كه خيلي خوشمزست ، بوي شام عروســــــي (بــــــــه بــــــــه) كــــــــــيك (آم م م م م م )  ، شيريني ، مفت خوري ، شاباش ، آخ جـــــــــــــــــــــــــــــــون

صداهه چي ميگه اون وقت ؟


گل پسر داريم دوماد  
قند عسل داريم عروس  
نقل تر داريم دوماد  
شعر و غزل داريم عروس  
امشب شبــــــــه
عروسيــــــه
مباركه و مباركه ، مباركه


دس دس عروسيه ... قربون شما خوش اومدين . بفرماين داخل ...

بله بله بله بدين وسيله به استحضار ميرساند يك A.H اي طي يك حركت دلـبـرانه از چنگال ترشيدگي فرار كرده و امشب هموژوووووووووووووور  يه عروسي افتاديم . حالا خانوما آقايوون ... دست ... بيشترش كن ... به افتخاره عـــــــروس دوباره دست


 

یك تبريك A.H ای به اين عضو

فائزه ي عزيز (baby جان)

ازين كه تو قاطيه خروسا شدي بسی خوشحاليم ، مراتب تبريكات ما را صميمانه پذيرا باش

ولي از آن بيشتر ، ازين بابت خوشحاليم كه مخ زدن هاي خودمان  كار ساز بود و تو حسابي خام شدی(در اين زمينه تبريك به باقيه اعضاء ايول دمتون گرم )  و در يك شام عروسي و مراسم ني ناش ناش افتاديم .
آخر ميداني پس از امتحانات اين ترم ِ اخير ، حسابي دلمان گرفته بود و بدمان نمي آمد كمي دلشاد شويم . و ازين بابت كه تو به موقع تصميم به عدم ترشيدگي گرفتي ، متشكريم .

راستي با اجازه ات  تصميم گرفتيم آن خمره اي را  كه براي دوران ترشيدگي ات ساخته بوديم ، به دفتر انجمن اسلامي  اهدا كنيم كه بلكه به انها بر بخورد و به اطراف نگاهي بياندازند و قصد ازدواج به سرشان بزند !!!

در آخر به تو قول ميدهيم بعد از ازدواج همه رقمه پایه ات باشیم در زمينه ي شوهر كتك زني (استاد شیرین)، ضد حال زدن به نامزدت(استاد شهرزاد) ، آزمايش و امتحان همسرت از طريق مزاحم تلفني (استاد مرضیه)، آموزش شيوه هاي اذيت كردن مادر شوهر (استادش رو بعدا اعلام میکنیم)، طريقه حرص دادن جاري (استاد آرزو)، بريدن زبون خواهر شوهر (استاد همه ی بروبچس) و ...

baby جان ان شاالله به پای هم پیر بشین و ۸۰ امین سالگرد عروسیتون رو در کنار هم جشن بگیرید كه ما باز هم بیایم مفت خوری

دوستداران تو
 A.Hgroup  منهاي 1 ... ( شيرين ، شهرزاد ، مرضيه ، آرزو )

برم حاضر شم . ديــــــــــــــــــــــر شــــــــــــــــــــــــد

چقدر خوبه آخرین آپ امسالمون با یه عروسی به پایان رسید . عیدتون مبارک . التماس دعا

یا حق

 

|+| نوشته شده توسط یک ای اچی در پنجشنبه 1387/12/29 ساعت 16:25 |

A.H News (سری دوم )
 


يك اي اچي لنگ 100 تومان !!!


به گزارش خبرگزاري دانشجويان حسابداري 85 ( ايچنا) ، يك اي اچي جهت پرداخت قبض موبايل خود ... ببخشيــــــــــد ، تلفن همراه خود به بانك مراجعه كرده و با اين كه 130 نفر قبل از وي نوبت صندوق داشتند وي پيوسته در بانك ماند و براي رفع بيكاري شروع فضولي در كيف خود كرده بود كه ناگهان متوجه شد كه فقط مبلغ 72700 تومان همراه دارد در حالي كه مبلغ قبض 72800 تومان است !!! وي پس از اطلاع ازين امر به دانشكده مراجعه كرد كه بلكه بتواند 100 تومان از كسي قرض بگيرد و پس از كسب موفقيت به بانك برگشت ، ولي اي دل غافل ... متوجه شد در بانك را بسته اند و عمرا راش بدن !!! و فردا روز از نو و روزي از نو ...
يك اي اچي دلسوز جهت همدردي با اين اي اچي مرفه بي درد گفت : خب بليت ميدادي !!!

 

سوسك شدن 2 اي اچي  !!!


2 اي اچي پر تلاش ، زحمت كش ، قدر شناس ، ملي گرا ، خيرخواه و ... پس از كار كردن به مقدار خيلي زياد در ... ( اگه گفتي؟!) براي دريافت دستمزد خود به اونجايي كه پول ميدن مراجعه نمودند و دريافتند كه تا هفته بعد اصلا نبايد فكرش رو هم بكنند . به گزارش ايچنا ! دو اي اچي مذكور سپس با حالتي افسرده ، دپسرده ، ناراحت ، خسته و تنها به سمت خانه هايشان روانه شدند تا بلكه هفته ي آينده بتوانند مقاديري money  دريافت كنند.
شايان ذكر است كه اوضاع مالي كليه اي اچي ها (حتي اون مرفه بي درد) فعلا داغـــونـــه ، در واقع پول مول يخ ...

 

سوختن سيم كارت يك اي اچي !!!


يك اي اچي خيرخواه ،باحال ، با معرفت ، با مرام ، پولدار و مرفه بي درد و... طي يك حركت فردیني اون يكي سيم كارتش رو هويجوري به اون اي اچيه ديگه داد . اما اون اي اچيه ديگه طي يك حركت تابلو و خيلي ضايع هنگام عوض كردن سيم كارت ها ، سيم كارت دوستش را سوزاند !!! در حالي كه اي اچي مذكور در حال رايزني براي گرفتن المثني ميباشد !!! آن اي اچي مرفه بيدرد گفت : فدا سرت ، بهتر كه سوخت ! حالا يه خوراك بندري مهمونم كن ...
با آرزوي موفقيت براي آن دو ...

 

HOT NEWS

خبر ويژه اين هفته آويزون شدن اي اچي ها ست به هر جايي كه حال می كنن .مشاهده كنيد :


طي اين هفته تعدادي اي اچي به اون يكي اي اچي ها آويزون شدن . به گزارش ايچنا ، باحالترين اين آويزوني متعلق به يك اي اچي ويروسي بوده كه با آويزون شدن به اون اي اچي پودار ، مرفه ، با حال ، بامرام به مدت 2 شبانه روز مهمون خونشون شده ، 6 تا فيلم ديدن ، تازه كباب هم خوردن ...

 

رتبه ي دوم آويزوني متعلق است به يك اي اچي زحمت كش كه تونست بعد از مدت ها از يك اي اچي خسيس خوراك بندري بتيغه ( دس دس ... بيشتر کن  ... دس دس ...)

 

خبرها حاكي از آن است كه طلب هاي شيرين (اون اي اچي بامرام ِ ) از ساير اعضا كه اكثرا مربوط به شكم است !!! روز به روز در حال افزايش است . به گونه اي كه اگر وصول شود تا آخر سال 87 مجبور نيست براي نهار پول خرج كند !!!
البته اگر وصول شود ...

 - در آخر يك دست مريزاد به اين اي اچي باحال كه سر كلاس توليد  طي 20 مين اين اخبار رو آماره كرد. به افتخارش سه بار بگيد :


ديري ديري اي اچ ... ديري ديري اي اچ ... ديري ديري اي اچ ...

 

|+| نوشته شده توسط یک ای اچی در یکشنبه 1387/12/11 ساعت 9:24 |