تبليغاتX
" A.H group85 " یادداشتهای
" A.H group85 " یادداشتهای
دفترچه خاطرات خز و خيل دانشجويي
انواع دانشجو
 

 

سلام به همه دوستان خوب دانشگاهی و غیر دانشگاهی

شروع سال تحصیلی جدید رو با کمی تاخیر به همه تبریک میگیم.میدونم که همتون عاشق اول مهر هستیداین مدت  چون ما دیگه سال اخری (احترام بذار)هستیم و ارشد داریم و اینا زیاد وقت شیطنت و سوژه درست کردن نداشتیم.اما جدیدا داریم یه فکرایی میکنیم...شما فعلا این مطلب رو در مورد فعالیت های دانشجویان در کشورهای مختلف داشته باشین تا بعد....

تفاوت دانشجویان کشور های دنیا با هم

|+| نوشته شده توسط یک ای اچی در چهارشنبه 1388/07/22 ساعت 8:10 |

سوتي شمار A-H اي

 

سلام سلام

بالاخره آخرين نمره ي امتحانا اومد و
بالاخره چله ي تابستون گذشت و
بالاخره عروسيه خواهرم گذشت و
بالاخره Next Persian Star (احسان عزيز كه هموژوووووووور طرفدارش بودم ) هم معلوم شد و
بالاخره معدل ها هم معلوم شد و
بالاخره تولد فائزه جونم (15 مرداد) سر رسيد و
بالاخره مرضيه جون هم خاله شد و
بالاخره شهرزاد عزيزم هم لاي جزوه هاش رو باز كرد و
بالاخره آرزو هم دل از جزوه ها كند و 2 تا فيلم نگاه كرد
                   و
بالاخره مـــا تصميم گرفتيم آپ كنيم ...

                اما...

هنوز كه هنوز ، فائزه به ولايت برنگشته و در سفر به سر ميبره و
هنوز مرضيه مجرده و
هنوز آرزو شبا خواب ارشد رو ميبينه و
هنوز شهرزاد با گربه هاش ور ميره و
هنوز من صبح تا شب جلو ماهواره لنگر انداختم و بي كارتر از همه ام ...

 

چي بگم ؟ از تابستون بگم كه هيچكي هيچكي رو نميبينه ؟ يا از نمره ها ؟

ميخوام از سوتي بچه ها بگم . البته شهرزاد و آرزو شانس آوردن كه هرچي فكر كردم سوتي از اونا يادمون نيومد ولي اگه يادمون اومد بالافاصله مكتوبشون خواهم كرد .


سوتي شمار A-H اي

 
لازم به ذكر است كه سوتي ها با نظر اعضا و به ترتيب فاجعه بودن ذكر شده اند:

 

شيرين :  اون گديم گديما  يه پلاستيك خوشكل نارنجي داشت كه ميخواست ازش استفاده كنه ولي خب پلاستيكه خيلي چروك بود ،  وي وقتي استدلال كرد  كه  براي صاف كردن سطوح چروك از اتو استفاده ميكنن ، از  اونجايي كه خيلي خير خواه تشريف دارن دلش واسه پلاستيك سوخت و خواست صافش كنه و اتوي داغ رو گذاشت روي پلاستيك بي زبون ...

امـــــــــــــا ... ســــــــــــــــــولاخ شدن پلاستيك همــــــــــــان و نارنجي شدن اتو همـــــــــــــــــان !!!
 


شيرين :  يه روز از روزاي سرد بهار امسال يك A.H ايه مرفه بي درد كه  سرخوش هم تشريف دارن  ! با ماشين اومده بود دانشكده .بعد از اتمام كلاس بچه ها تصميم گرفتن برن خوابگاه . خب همه بچه ها از جمله اين دوست مرفه بي دردمون سر خوش سرخوش با اتوبوس رفتن خوابگاه ، تكرار ميكنم با اتــوبــــــــوس .... بعد از اين كه يه ربعي تو ايستگاه اتوبوس معطل شديم اونم تو اون  هواي سرد و بعد از  نيم ساعتي الافي در  خوابگاه ... وقتي A.H ايه مذكور براي رفتن به خونه داشت به تاكسي فكر ميكرد ،  تـــــــــــــــــــــــــــــــازه  يادش اومده كه با ماشين رفته بوده دانشكده !!! و اتومبيل مذكور خيلي با ارامش در پاركينگ دانشكده جا مونده !!! شنيده بوديم مردم جزوه هاشون رو جا بذارن

ولي نديده بوديم ملت ماشين 1 تني رو يه جا جا بذارن !!!

حقش بود تو اون هوا برگشت دانشكده ، يه كم پياده روي براي تقويت حافظش مفيده ! 

 

مرضيه : اين  اي اچي طفلي   در يكي روزهاي خوشگل خدا راس ساعت 8 صبح سر كلاسش حاضر شد و از همون بدو ورود شروع كرد به وراجي كردن با اون اي اچي ديگه (فائزه ) :

 - مرضيه :واي من امروز چقدر خوابم نمياد(و در اين هنگام اين اي اچي شروع كرد به الكي دست زدن )

 فائزه هم كه  به زور چشماشو از زور خواب باز نگه داشته بود.

 - مرضيه : راستي من از ديشب دارم به پوستم اناكاندا ميزنم

 - فائزه كه يهو خواب از سرش پريده بود: چي ميزني؟؟؟؟؟؟؟؟

 - مرضيه : آ...آ...(بعد از كمي فكر كردن)آلوئه ورا

 - فائزه :  عزيزم مواظب باش چيا به صورتت ميزني يه وقت ضرر نداشته باشه برات حالا چقدر ميدي لوت ندم كه چي به صورتت ميزني؟

 

مرضيه : همون اي اچي سرخوش ذكر شده در بالا در مكاني ديگر قصد سوسك كردنه دوستي رو  داشته كه سيمين دانشور رو نميشناخته اما يهو خودش  هول ميكنه و ميگه:

اااااابـبـيــــــــــــــــــــــن ... سيمين دانشور ديگه....شــــوهـــــر جلال ال احمد!!!!

طبيعيه كه بعد از اين قضيه اوني كه چسبيد به ديوار و با كاردك جمعش كردن اون دوستش نبوده

 

فائزه : يک اي اچي درس خون و فعال سر يکي از امتحاناي قشنگ روزگار نشسته بود داشت تمام زورشو ميزد که فرمول يادش بياد که تلاش هاش!! بالاخره نتيجه داد و يادش اومد اما يه مساله اي که پيش اومد اين بود که جواب خيلي هلو بپر تو گلو و به صورت کاملا رند دراومد.در نتيجه اي اچي ما با خودش استدلال کرد که:اين استاده از اونا نيست که جواب سوالش به اين راحتي باشه پس نتيجه ميگيريم که...که...(اگه گفتي؟)که جواب تو غلطه!!!  اين اي اچي تا لحظات اخر تمام تلاش خودشو کرد ولي ذهنش ياري نکرد و در نتيجه اين اي اچي به راه خلاف کشيده شد و.......مجبور شد از رو دست جلوييش که معدل الف کلاسه نگاه کن!اين اي اچي وقتي ديد که جواب جلوييش يه چيز ديگس خوشحال شد و به حسش اعتماد کرد و هرچي که ديد(حتي نصفه نيمه)نوشت رو برگش اما......بعد امتحان با کمال تاسف و تاثر متوجه شد که معدل الف ها هم اشتباه ميکنند .

نتيجه اخلاقي: معدل غير الف ها هم بهتره از اين به بعد بزنن تو سر حسشون و به هر چي يادشون اومد اعتماد کنند چون ممکنه  چيزي که يادشون مياد کاملا درست باشه!!

 

فائزه : همين اي اچي بالايي يه روز با دو تا اي اچي ديگه تو سايت دانشکده(اتاق کامپيوتر) نشسته بودن و تلاش ميکردن سيستم ها رو روشن کنن.اين اي اچي ما هي اين دکمه پاور و ري استارت و هر چي دکمه ديگه که رو کيس بود رو فشار ميداد ولي نمي دونست چرا روشن نميشه و داشت با خودش فکر ميکرد که چرا سيستم بغلي هويجوري خودش روشن شد؟؟؟ در همين هنگام يک اي اچي نابغه بهش گفت که: ببين.... (جاي خالي رو ميتونيد با يه لغت رکيک به سليقه خودتون پر کنيد)کيس تو اين يکيه اوني که دکمه شو ميزني ماله سيستم بغليه!!!

 

مرضيه :اون اي اچ سر خوش بالاييه که يادتونه؟ مرضيه رو ميگم ....يه شب خيلي سرخوش تر از هميشه تا ديروقت  بيرون بوده و بعد مياد درس ميخونه و با بروبچ هرهرکرکر ميکنه و در اخر هم ميره يه دوش اب داغ ميگيره و ساعت 2ميگيره ميخوابه.گوشيش هم کوک ميکنه که ساعت 7 پاشه بياد سر امتحان ولی زهی خیال باطل  .صبح روز بعد نزديکاي ساعت 9:10 به لطف يکي از دوستان که ميخواستن از زنده بودنش مطمئن بشن(خدا خيرت بده ولي خوب يه نيم ساعت زودتر ميزنگيدي!) بيدار ميشه و ميفهمه چه جالب من ساعت 8 امتحان داشتم!!!(همچين قشنگ تا اخر امتحان خوابيده بوده )
خوابيدن همان و غيبت خوردن سر امتحان تــــرم همان ....

 

در پايان لقب شاه سوتي يا خداي سوتي  تقديم ميشود به :

بگم ؟بگم؟باشه ميگم

شيرين

به خاطر افتخار آفرینی در جاگذاشتن ماشین و اتو کردن پلاستیک

3 بار به افتخارش:ديري ديري دين...اي اچ

ازدوستان تقاضا ميشه كه از اين پس وي را خداي سوتي  صدا كنند

لازم به ذكر است كه اين لقب به جمع القاب وي در شناسنامه ي اي اچي اش ثبت خواهد شد.باشد كه عبرتي براي آيندگان گردد .  

 

|+| نوشته شده توسط یک ای اچی در سه شنبه 1388/05/13 ساعت 17:33 |

خلقت زن

سلام

چطورين؟با اينكه فصل امتحاناس ولي چون ميدونيم خيلي دلتون واسمون تنگ شده بود گفتيم به انتظارتون پايان بديم

آپ امروز مخصوص روز مادره البته اگه همه روز ها هم روز مادر باشه بازم كمه اما اين روز فرصتيه براي ما كه يادمون بيفته چقدر بچه هاي بدي  هستيم و چقدر مادران موجودات زيبايي هستنشاهكار خلقت خداوند هستنپس اين متن رو تقديم ميكنيم به همه مادراي اي اچي و غير اي اچي دنيا:

روزتون مبارك

 

خلقت زن

از هنگامی که خداوند مشغول خلق کردن زن بود، شش روز می گذشت.

فرشته ای ظاهر شد و عرض کرد : چرا اين همه وقت صرف اين يکی می فرماييد ؟

خداوند پاسخ داد : دستور کار او را ديده ای ؟

او بايد کاملا" قابل شستشو باشد، اما پلاستيکی نباشد.

بايد دويست قطعه متحرک داشته باشد، که همگی قابل جايگزينی باشند.

  بايد بتواند با خوردن قهوه تلخ بدون شکر و غذای شب مانده کار کند..

  بايد دامنی داشته باشد که همزمان دو بچه را در خودش جا دهد و وقتی از جايش بلند شد ناپديد شود.

  بوسه ای داشته باشد که بتواند همه دردها را، از زانوی خراشيده گرفته تا قلب شکسته، درمان کند.

  و شش جفت دست داشته باشد.

  فرشته از شنيدن اين همه مبهوت شد.

  گفت : شش جفت دست ؟ امکان ندارد ؟  

  خداوند پاسخ داد : فقط دست ها نيستند. مادرها بايد سه جفت چشم هم داشته باشند.

  تازه به اين ترتيب، اين می شود يک الگوی متعارف برای آنها.

خداوند سری تکان داد و فرمود : بله.

  يک جفت برای وقتی که از بچه هايش می پرسد که چه کار می کنيد،

  از پشت در بسته هم بتواند ببيندشان.

  يک جفت بايد پشت سرش داشته باشد که آنچه را لازم است بفهمد !!

  و جفت سوم همين جا روی صورتش است که وقتی به بچه خطاکارش نگاه کند،

  بتواند بدون کلام به او بگويد او را می فهمد و دوستش دارد. 

  فرشته سعی کرد جلوی خدا را بگيرد.

  اين همه کار برای يک روز خيلی زياد است. باشد فردا تمامش بفرماييد  .

  خداوند فرمود : نمی شود !!

  چيزی نمانده تا کار خلق اين مخلوقی را که اين همه به من نزديک است، تمام کنم.

از اين پس می تواند هنگام بيماری، خودش را درمان کند، يک خانواده را با يک قرص نان سير کند

  و يک بچه پنج سال را وادار کند دوش بگيرد.

  فرشته نزديک شد و به زن دست زد.

  اما ای خداوند، او را خيلی نرم آفريدی  .

  بله نرم است، اما او را سخت هم آفريده ام. تصورش را هم نمی توانی بکنی که تا چه حد می تواند تحمل کند

  و زحمت بکشد .

  فرشته پرسيد : فکر هم می تواند بکند ؟  

  خداوند پاسخ داد : نه تنها فکر می کند، بلکه قوه استدلال و مذاکره هم دارد .

آن گاه فرشته متوجه چيزی شد و به گونه زن دست زد.

  ای وای، مثل اينکه اين نمونه نشتی دارد. به شما گفتم که در اين يکی زيادی مواد مصرف کرده ايد.

  خداوند مخالفت کرد : آن که نشتی نيست، اشک است.

  فرشته پرسيد : اشک ديگر چيست ؟  

  خداوند گفت : اشک وسيله ای است برای ابراز شادی، اندوه، درد، نا اميدی، تنهايی، سوگ و غرورش.

  فرشته متاثر شد

  شما نابغه ايد ای خداوند، شما فکر همه چيز را کرده ايد، چون زن ها واقعا" حيرت انگيزند.

  زن ها قدرتی دارند که مردان را متحير می کند.

  همواره بچه ها را به دندان می کشند.  

سختی ها را بهتر تحمل می کنند.

  بار زندگی را به دوش می کشند،

  ولی شادی، عشق و لذت به فضای خانه می پراکنند.  

وقتی می خواهند جيغ بزنند، با لبخند می زنند.

  وقتی می خواهند گريه کنند، آواز می خوانند.

  وقتی خوشحالند گريه می کنند.

  و وقتی عصبانی اند می خندند.

  برای آنچه باور دارند می جنگند.

  در مقابل بی عدالتی می ايستند.  

وقتی مطمئن اند راه حل ديگری وجود دارد، " نه " نمی پذيرند.

  بدون کفش نو سر می کنند، که بچه هايشان کفش نو داشته باشند.

  برای همراهی يک دوست مضطرب، با او به دکتر می روند.

  بدون قيد و شرط دوست می دارند.

        وقتی بچه هايشان به موفقيتی دست پيدا می کنند گريه می کنند و و قتی دوستانشان پاداش می گيرند، می خندند.

  در مرگ يک دوست، دل شان می شکند.

  در از دست دادن يکی از اعضای خانواده اندوهگين می شوند،

با اين حال وقتی می بينند همه از پا افتاده اند، قوی، پابرجا می مانند.

  آنها می رانند، می پرند، راه می روند، می دوند و برای شما ايميل می فرستند

  که نشان تان بدهند چه قدر برای شان مهم هستيد. 

  قلب زن است که جهان را به چرخش در می آورد.  

زن ها در هر اندازه و رنگ و شکلی موجودند.

  می دانند که بغل کردن و بوسيدن می تواند هر دل شکسته ای را التيام بخشد.

  کار زن ها بيش از بچه به دنيا آوردن است،

  آنها شادی و اميد به ارمغان می آورند. آنها شفقت و فکر نو می بخشند.

  زن ها چيزهای زيادی برای گفتن و برای بخشيدن دارند.

  و خدا بزرگ بود و او بود كه داناي اسرار است

 

|+| نوشته شده توسط یک ای اچی در پنجشنبه 1388/03/21 ساعت 15:14 |

کاندیداتوری یک ای اچی
 


كانديداتوري يك اي اچي

 

يك اي اچي طي يك حركت باحال كانديد انتخابات انجمن هاي علمي دانشكده شد ( ميدونيد كه ما سطح علميمون خيلي بالاست  ) .
و همووووژور سطح كلاسمون هم بالا رفت يعني بالاتـــــر رفت .

سري ميزنيم به ستاد تبليغاتي اين عضو جيگر

نام :                 مرضيه
نام خانوادگي :   شلمن
سن :                20
تحصيلات :        دانشجوي كارشناسي ارشد  دكتراي تخصصي حسابداري


اهداف علمي :

 - بالا بردن كيفيت ساندويچ هاي دانشكده ،

 - صدور مجوز براي اردوهاي شاد ، باحال ، دلبرانه ، عاشقانه و صد البته علمـــــي بـه اطـــراف مشهد ... همين نزديكــــا ، شمال خودمون رو ميگم

 - علمي كردن هر چه تمام تر دستشويي ها اعم از دستشويي خانوم ها و برادران پس از يك سري تعميرات (ميبينيد كه هيچ گونه تبعيض نژادي در كار نيست و ما همه رقمه مدافع حقوق بشر هستيم )

 - ممنوع العبور كردن آقاي بابايي (مامور مخفي حراست) از 100 متري دانشكده

 - برپايي زنگ تفريح بين هر كلاس به مدت 15 دقيقه ... (اينطوري بچه ها خوراكيهاشون رو با استاد تقسيم ميكنن و يواشكي اون عقبا تك خوري نميكنن،ما به فكر سلامت استاد و دانشجو هستيم  )

 - رايگان كردن تلفن دانشكده براي تماسهاي ضروري ، خصوصا به  خارج از كشور

 -  پرداخت حقوق به اعضاي بسیار بسیار زحمت كش انجمن ها !!!


اهداف شخصي :

اهداف شخصي ؟ اهداف شخصي؟ نوچ نوچ نوچ چه حرفايي ...


پيام آخر :

هيچي ديگه ... به من راي بدين به نفع خودتونه ، حالا از ما گفتن بود ...

این هم ادای احترام به تمومیه طرفداران

 


نتایج انتخابات :

بزن کــــــــف قشنگه رو ووووووووووو

مرضیه شلمن نائب رئیس انجمن علمی بروبچس حسابداری شد.

  

|+| نوشته شده توسط یک ای اچی در یکشنبه 1388/02/20 ساعت 13:22 |

ماجرای زن گرفتن کره خر

 

سلام سلام .

اين مدت كه نبوديم در حال تنظيم كردن يه آپ  بوديم ولي متاسفانه كارمون تموم نشد و فعلا علي الحساب با اين شعر پر مسمي در خدمتتون هستيم ...

راستي اول تشكر كنم از ابراز علاقه ي هواداران عزيزي كه روي در فايلمون مطالب عشقولانه نوشته بودند ، و بعد ياد اوري كنم كه اميدوارم يادشون نرفته باشه كه فايل ما دقيقا رو به روي يكي از دوربين هاي دانشكده واقع شده و ميدونين كه  ما  با  نگهبانان عزيز و سخت كوش دانشكده هموژور شـــيـــش هستيم !!!!

 

 

کـــره ای گــفــت بـــه بابای خرش// پــــدر از هـــمـــه جــا بـی خبرش

وقـــت آن اســــت بــــرای پســرت// ایـــــن الاغ نـــــــرّه ی کــــره خــرت

مــاده ای خـــوشگـل و زیـبا گیری// تـــو کــه هر روز به صحرا میری

وقـــت آن اســت کـه زن دار شـوم// ورنـــه از بـــی زنـــی بــیمار شوم

پـــدرش گــفــت کــه ای کـره خَرَم// ای عــزیـــز دل بـــابــــا ، پــســرم

تـــو کـــه در چــنــتــه نداری آهی// نـــه طــویـــلــه ، نه جُلی نه کاهی

تـــو کـــه جــز خـوردن مال پدرت// پـــــــدر نـــــــرهّ خـــــر دربــــدرت

هـــیـــچ کـــار دگــری نیست تورا// یک جو از عقل به سر نیست تورا

به چه جرأت تو زمـن زن طـلــبی// بـــاورم نـیــست کـــه ایـنقدر جَلبَی

بـــایـــد اول تـــو بــگـیـری کاری// بــهـــر مــــردم بــبـــری تــو باری

بعـد از آن یک دو تا پالان بخـری// بـهــر آن کُــرّه خـــوشگـــل بـبـری

یک طــویــلـه بکنی رهن و اجار// تــا کــه راضــی شــود از تو آن یار

بـعــد بـایــد بـخری رخت عروس// بـهـر آن مـاده خــر خـوب و ملوس

جُـــلـی از جــنـــس کــتـــان اعلا// روی جُـــل نـقــش و نـگـاری زیـبـا

بــعـــد بـــایـــد بـــکـــنی گلکاری// بــهــر مــاشـیـن عروس یـک گاری

وقــتی ایـــنـهــا بـــشـــود آمــاده// بــعـــد از ایـــن زنـــدگــیـــّت آغـازه

می بــری مـــاده خــرت را حجله // بــا تـــأنــی نَـکــه بـــا ایـــن عـجـله

بــشـنــو ایــن پــنــد زبابای خرت// پــــــدر بـــــا ادب و بــــا هــــنـــرت

تــا کـــه اســبــاب مــهــیــا نشود// موسم عــقــد تــو بــر پا نشود

پــس از امــروز بــرو بر سرِ کار// تــا نـــهـــنـــد آدمـــیـــان پــشتت بار

 

 

|+| نوشته شده توسط یک ای اچی در جمعه 1388/01/28 ساعت 10:52 |

عروسیه A.H اي
 

سلام سلام

اين آخرين آپ ما در سال 87 .


به به عيدتون happy  باشه . بيا جلو عيدي كنيم  moah moah moah  (همون kiss  خودمون) صد سال به اين سالا . حالا بیخیال این تعارفا ... عيدي چي آوردي برامون ؟؟؟؟

حال عيد رو هم بيخيال امروز يه مناسبت ديگست ،

دس  دس
واااااااااااااااااي يـــه بوهايي به مشامم ميرسه . يعني چي ميتونه باشه ؟ مسلما بوي عيد نيست . اِوا بوي ادكلن خودمم نيست ، پس چي ميتونه باشه ؟ آيــــا ؟؟؟؟؟ ....................
اوه يه صدايي هم شنيده ميشه ، شمام ميشنوين ؟

بوش كه خيلي خوشمزست ، بوي شام عروســــــي (بــــــــه بــــــــه) كــــــــــيك (آم م م م م م )  ، شيريني ، مفت خوري ، شاباش ، آخ جـــــــــــــــــــــــــــــــون

صداهه چي ميگه اون وقت ؟


گل پسر داريم دوماد  
قند عسل داريم عروس  
نقل تر داريم دوماد  
شعر و غزل داريم عروس  
امشب شبــــــــه
عروسيــــــه
مباركه و مباركه ، مباركه


دس دس عروسيه ... قربون شما خوش اومدين . بفرماين داخل ...

بله بله بله بدين وسيله به استحضار ميرساند يك A.H اي طي يك حركت دلـبـرانه از چنگال ترشيدگي فرار كرده و امشب هموژوووووووووووووور  يه عروسي افتاديم . حالا خانوما آقايوون ... دست ... بيشترش كن ... به افتخاره عـــــــروس دوباره دست


 

یك تبريك A.H ای به اين عضو

فائزه ي عزيز (baby جان)

ازين كه تو قاطيه خروسا شدي بسی خوشحاليم ، مراتب تبريكات ما را صميمانه پذيرا باش

ولي از آن بيشتر ، ازين بابت خوشحاليم كه مخ زدن هاي خودمان  كار ساز بود و تو حسابي خام شدی(در اين زمينه تبريك به باقيه اعضاء ايول دمتون گرم )  و در يك شام عروسي و مراسم ني ناش ناش افتاديم .
آخر ميداني پس از امتحانات اين ترم ِ اخير ، حسابي دلمان گرفته بود و بدمان نمي آمد كمي دلشاد شويم . و ازين بابت كه تو به موقع تصميم به عدم ترشيدگي گرفتي ، متشكريم .

راستي با اجازه ات  تصميم گرفتيم آن خمره اي را  كه براي دوران ترشيدگي ات ساخته بوديم ، به دفتر انجمن اسلامي  اهدا كنيم كه بلكه به انها بر بخورد و به اطراف نگاهي بياندازند و قصد ازدواج به سرشان بزند !!!

در آخر به تو قول ميدهيم بعد از ازدواج همه رقمه پایه ات باشیم در زمينه ي شوهر كتك زني (استاد شیرین)، ضد حال زدن به نامزدت(استاد شهرزاد) ، آزمايش و امتحان همسرت از طريق مزاحم تلفني (استاد مرضیه)، آموزش شيوه هاي اذيت كردن مادر شوهر (استادش رو بعدا اعلام میکنیم)، طريقه حرص دادن جاري (استاد آرزو)، بريدن زبون خواهر شوهر (استاد همه ی بروبچس) و ...

baby جان ان شاالله به پای هم پیر بشین و ۸۰ امین سالگرد عروسیتون رو در کنار هم جشن بگیرید كه ما باز هم بیایم مفت خوری

دوستداران تو
 A.Hgroup  منهاي 1 ... ( شيرين ، شهرزاد ، مرضيه ، آرزو )

برم حاضر شم . ديــــــــــــــــــــــر شــــــــــــــــــــــــد

چقدر خوبه آخرین آپ امسالمون با یه عروسی به پایان رسید . عیدتون مبارک . التماس دعا

یا حق

 

|+| نوشته شده توسط یک ای اچی در پنجشنبه 1387/12/29 ساعت 16:25 |

A.H News (سری دوم )
 


يك اي اچي لنگ 100 تومان !!!


به گزارش خبرگزاري دانشجويان حسابداري 85 ( ايچنا) ، يك اي اچي جهت پرداخت قبض موبايل خود ... ببخشيــــــــــد ، تلفن همراه خود به بانك مراجعه كرده و با اين كه 130 نفر قبل از وي نوبت صندوق داشتند وي پيوسته در بانك ماند و براي رفع بيكاري شروع فضولي در كيف خود كرده بود كه ناگهان متوجه شد كه فقط مبلغ 72700 تومان همراه دارد در حالي كه مبلغ قبض 72800 تومان است !!! وي پس از اطلاع ازين امر به دانشكده مراجعه كرد كه بلكه بتواند 100 تومان از كسي قرض بگيرد و پس از كسب موفقيت به بانك برگشت ، ولي اي دل غافل ... متوجه شد در بانك را بسته اند و عمرا راش بدن !!! و فردا روز از نو و روزي از نو ...
يك اي اچي دلسوز جهت همدردي با اين اي اچي مرفه بي درد گفت : خب بليت ميدادي !!!

 

سوسك شدن 2 اي اچي  !!!


2 اي اچي پر تلاش ، زحمت كش ، قدر شناس ، ملي گرا ، خيرخواه و ... پس از كار كردن به مقدار خيلي زياد در ... ( اگه گفتي؟!) براي دريافت دستمزد خود به اونجايي كه پول ميدن مراجعه نمودند و دريافتند كه تا هفته بعد اصلا نبايد فكرش رو هم بكنند . به گزارش ايچنا ! دو اي اچي مذكور سپس با حالتي افسرده ، دپسرده ، ناراحت ، خسته و تنها به سمت خانه هايشان روانه شدند تا بلكه هفته ي آينده بتوانند مقاديري money  دريافت كنند.
شايان ذكر است كه اوضاع مالي كليه اي اچي ها (حتي اون مرفه بي درد) فعلا داغـــونـــه ، در واقع پول مول يخ ...

 

سوختن سيم كارت يك اي اچي !!!


يك اي اچي خيرخواه ،باحال ، با معرفت ، با مرام ، پولدار و مرفه بي درد و... طي يك حركت فردیني اون يكي سيم كارتش رو هويجوري به اون اي اچيه ديگه داد . اما اون اي اچيه ديگه طي يك حركت تابلو و خيلي ضايع هنگام عوض كردن سيم كارت ها ، سيم كارت دوستش را سوزاند !!! در حالي كه اي اچي مذكور در حال رايزني براي گرفتن المثني ميباشد !!! آن اي اچي مرفه بيدرد گفت : فدا سرت ، بهتر كه سوخت ! حالا يه خوراك بندري مهمونم كن ...
با آرزوي موفقيت براي آن دو ...

 

HOT NEWS

خبر ويژه اين هفته آويزون شدن اي اچي ها ست به هر جايي كه حال می كنن .مشاهده كنيد :


طي اين هفته تعدادي اي اچي به اون يكي اي اچي ها آويزون شدن . به گزارش ايچنا ، باحالترين اين آويزوني متعلق به يك اي اچي ويروسي بوده كه با آويزون شدن به اون اي اچي پودار ، مرفه ، با حال ، بامرام به مدت 2 شبانه روز مهمون خونشون شده ، 6 تا فيلم ديدن ، تازه كباب هم خوردن ...

 

رتبه ي دوم آويزوني متعلق است به يك اي اچي زحمت كش كه تونست بعد از مدت ها از يك اي اچي خسيس خوراك بندري بتيغه ( دس دس ... بيشتر کن  ... دس دس ...)

 

خبرها حاكي از آن است كه طلب هاي شيرين (اون اي اچي بامرام ِ ) از ساير اعضا كه اكثرا مربوط به شكم است !!! روز به روز در حال افزايش است . به گونه اي كه اگر وصول شود تا آخر سال 87 مجبور نيست براي نهار پول خرج كند !!!
البته اگر وصول شود ...

 - در آخر يك دست مريزاد به اين اي اچي باحال كه سر كلاس توليد  طي 20 مين اين اخبار رو آماره كرد. به افتخارش سه بار بگيد :


ديري ديري اي اچ ... ديري ديري اي اچ ... ديري ديري اي اچ ...

 

|+| نوشته شده توسط یک ای اچی در یکشنبه 1387/12/11 ساعت 9:24 |

معرفی نامه ی شخصیتهای منفور و محبوب ما
 
به دليل تقاضاي مكرر دوستان ، تصميم گرفتيم در اين آپ به معرفي جمعي از دوستان و غير دوستان عزيز ، كه در دانشكده با اون ها برخورد داريم بپردازيم .

در ضمن اگه به نظرتون يه كم نا مفهموم اومد دليلش اينه كه ما A-H  اي ها بين خودمون اصطلاحات و تكه كلام هايي داريم كه شايد به نظر شما آشنا نباشه و  متن زير به نظرتون بي ربط بياد . به هر حال تو معرفي نامه ي وبلاگ نوشتم كه قرار اين وبلاگ يادگاري بشه براي گروه واسه همين به زبون و اصطلاحات خودمون نوشتمش . اگه هر مورد احتیاج به توضیح بیشتر داشت بهم بگید .  

 

طالبان : موجودی سرو مانند ، به مثال  مداد ، ابرو قشنگ ، ريش قشنگ ، علاقه ي شديدي به تميز كردن بيني داره به طوري كه تا آرنج دستش رو وارد بيني بي زبان ميكنه  ، منفور ترين شخصيت از نظر بروبچس A-H  اي ، عضو افتخاري گروه طالبان و عامل نفوذي در مشهد ، با اينكه  كاملا آنتي دختره ولي بدش هم نمياد با دخترا لاس بزنه
 

حسن گلاب :   آخرش نفهميديم چه كاره ي دانشكده ست ؟! ، مهارت بسيار بالايي در اتو زدن (دختر سوار كردن) داره ،و تنها کاری که بلده اینه که جلو پای دختر ترمز بزنه ولی هنوز ياد نداره چطور از يه خانم محترم درخواست دوستي كنه ، با قد كوتاه حس من خوشتيپم بهش دست ميده

 
Slow motion  : فاش كننده ي اسرار تايپ و تكثير ، به هر كسي حال نميده (سوال نميفروشه) ، اسمش كاملا متناسب با ظاهرشه ،محبوب بين دوستاد اقتصاد دانمون،  اخيرا مكالمات مشكوكي با دوستان اقتصاد دان داشته كه اميدواريم مربوط به سوال فروشي نباشه !!!
 

حاجي : ميعاد اسبق ، N90  سابق ،  N95  فعلي ، بسيار بسيار بچه مثبت ولي موزمار ، آب زير كاه و مارمولك ، طفلي  4 مهر ماه  پارسال به دست A-H ها بد جور ضايع شد ، ياد نداره چطور از رنگ ها براي ست كردن لباس استفاده كنه به طوري كه همراه با لباس كاملا مردونه و متشخص كفش زرد ميپوشه !

 
جوجه طلا : موجودي مذكر ، ظريـــــــف ، بلــــوند ، عاشق پيشه ، علاقه شديد به پرادو داره ، وقتي به A-H  اي ها نگاه ميكنه انگار داره به يك آدم  برهنه نگاه ميكنه ، سابقه آب خنك خوردن داره  ، سياسي ، جديدا با چسب مو آشنايي پيدا كرده ، دوستانش هم خيلي هيزن و علاوه بر اين كه به جنس مونث علاقه شديددارن ، به جنس مذكر هم علاقه هايي نشون دادن !

 
رئيس دانشكده : آقاي منفعلي ، منفردي ، مبتكري ... همكلاس اسبق و استاد فعلي !!! پروفسور ، خر شانس به طوريكه تونست با تقلب در كنكور ارشد رتبه ي 2 رقمي بياره !!! علاقه شديدي به ضايع كردن A-H  اي ها داره ولي اصولا تيكه هاش بي جواب نميمونه ! ، بزرگترين سوتيش هم اين بود كه بعد از قبولي در كنكور ارشد با كت شلوار در دانشكده حضور به هم ميرساند ! (شما ازين سوتي ها ندين )

 
آقاي دكتر : مهندس فعلي ،‌ شوهر خانم دكتر ، بيشعور تمام وظيفه ، همان مال باخته (ماشينش رو دزديديم)  ، داش سيا ، غزال تيز پا !!!  

 
بز اعظم : grate goat  ،محبوب ترين شخصيت بين ما ، بهزاد فاشيست دانشكده ،  اقتصاد 86 فوق ليسانس ! (تو رويا) ، از معاتيد اسبق ،  اسطوره دانشگاه فردوسي ، شخصيتي خيلي مهم ، خيلي قوي ، آش خور فعلي كه طبق آخرين اخبار رسيده در يزد به سر ميبرده ولي فعلا به ولايت برگشته ، همين ديشب هم در پروما روئيت شده ! (آمار رو حال كردي ؟!) 

 

بز كوچولو : mini goat  ، wantted  ، ‌پسر همسايه ، متواري از دست A-H group  ،  سرخوش ، مدافع حقوق بشر ، مشكوك به داشتن رابطه با جنس مذكر !

 
سيّد : دانشكده ارث پدريشه ، يه چي تو مايه هاي حميد گودرزي ، يكي از معاتيد اسبق ، شعبده باز (كليپش تو youtube ‌ هست) ، داراي ركورد در اخذ مدرك كارداني به كارشناسي  پس از 7 ســـــال ، مبتكر جوييدن لنگ كفش به جاي ادامس ، وقتي به  A-H  اي ها  تيكه ميندازه بايد منتظر جوابش هم باشه . اون سال اول یه  بار ترم 1 بودنمون رو مسخره كرد و يك A-H اي هم در جوابش گفت : آدم ترم يك باشه ولي ترم 9 نباشه ! (طفلي چسبيد به ديوار)
 

فلاكت : از معاتيد اسبق ، طفلي پس از 5 سال موفق به اخذ مدرك نشد ،  اخراجــــــي !پس از ۳ ترم مشروطی ، ‌اقتصاد 82 ورودي 82 ، اسامه ، نمــــك گروه ، he goes to school by bus

 
7  خبيث :  تنها افراد غير مونث در گروه حســــابداري ۸۵ روزانــــــه  ، نقطه ي مقابل A-H group  ،  خـبـيــــــــث ،  پايه براي هر گونه اردو ،‌  غيرتي ، پاسوربازان حرفه اي (البته نه به حد A-H  اي ها ) ،تفریح سالمشون پخش کردن شماره تلفن دخترای کلاسه  ، وقتي متحد بشن بسيار بسيار خطرناك ميشن (البته اگه متحد بشن!)

 پايان !

راستي يادتون نره در نظرسنجي وبلاگ شركت كنيد .

 

|+| نوشته شده توسط یک ای اچی در چهارشنبه 1387/11/23 ساعت 18:56 |

ترم 6 !!!
 

چقدر زود ترم جديد شروع شد . و A-H group  از همان صبح الطلوع اولين روز ترم در دانشكده حاضر بودند . نه به خاطر اين كه سر كلاسها حاضر بشن بلكه دلمون براي دانشكده تنگ شده بود و خواستيم دور هم جمع باشم .

ان شا الله ترم جدید ترمی دور از هر گونه درس افتادن و کمیته ای شدن و اسم رو بورد رفتن رو  داشته باشید ...
به خدا ما سياسي نيستيم ولی از اونجايي كه برو بچه هاي A-H  همه دختر هستند . يك متن طنز ، جالب و خواندني  رو كه مربوط به زنا و دخترا هست رو براي آپ امروز در نظر گرفتم . جالبه بخونيدش ...

راستي اگه شما پسر هستيد ،به عنوان يه مرد ايروني ، خداييش در مورد هر كدوم از 10 مورد زير ، تا  چه حد موافقيد و در بعضی مواردش اگه  اگه شما بوديد چه واكنشي نشون ميداديد ؟

1-اگر يک زن سيگار بکشد:
در امريکا به او مي گويند :زنيکه سيگاري
در ايران به او مي گويند : زنيکه معتاد فاحشه خياباني لجن!
و در عربستان او را سنگسار مي کنند!

2-اگر يک زن براي برابري حقوق زن و  مرد تلاش کند:
در امريکا به او مي گويند : فمنيست
در ايران به او مي گويند :تهمينه ميلاني
و در عربستان او را سنگسار مي کنند!

3-اگر يک زن مورد تجاوز قرار بگيرد :
در امريکا او را به آسايشگاه رواني مي برند تا او را به زندگي اجتماعي باز گردانند.
در ايران او را به آسايشگاه رواني مي برند و او در آنجا خودکشي مي کند!
و در عربستان او را سنگسار مي کنند!

4-اگر جسد زني در يکي از ميدان هاي شهر و درون يک کيسه پلاستيکي پيدا شود:
در امريکا : احتمالاً او يک زن خياباني و بي خانمان بوده.
در ايران:احتمالاً شوهر غيرتي اش او را کشته
در عربستان: صد در صد بر اثر جراحات وارده ناشي از سنگسار به قتل رسيده است!

5-زنان:
در امريکا اجازه دارند در  پزشکي ، حقوق ، مهندسي و … تحصيل نمايند.
در ايران اجازه دارند در پزشکي ، حقوق ، مهندسي و …. به شرط تفکيک جنسيتي تحصيل نمايند
در عربستان اجازه دارند از بين بي سوادي و سنگسار يکي را برگزينند!

6- مادر:
در امريکا: مادر و پدر مسئول نگه داري و تربيت و بزرگ کردن فرزندان هستند.
در ايران: مادر مسئول نگه داري و تربيت و بزرگ کردن فرزندان است.
در عربستان:فرقي نمي کند که مادر مسئول چيست چون در هر صورت سنگسار مي گردد.

7- اگر زني بخواهد از شوهرش جدا شود:
در امريکا:درخواست طلاق مي دهد و نيمي از سرمايه شوهرش به او ميرسد( زمان بين درخواست طلاق و اتمام مراحل قانوني:دو هفته)
در ايران:در خواست طلاق مي دهد و در صورتي که هيچ ادعايي نسبت به نفقه و مهريه نداشته باشد ميتواند از همسرش جدا گردد(زمان بين درخواست طلاق و اتمام مراحل قانوني: 14 الي 15 سال!)
در عربستان:درخواست طلاق ميدهد و شوهرش اجازه دارد او را سنگسار کند

8-يک دختر 18 ساله:
در امريکا نيازي به اجازه کسي براي انجام کارهايش ندارد.
در ايران تنها براي دست شويي رفتن و تنفس نيازي به اجازه کسي ندارد!
در عربستان اصولاً هيچ اجازه اي ندارد!!!

9-تبريک ميگم شما پدر شديد.بچتون يه دختره
در امريکا:Oh God Thanks
در ايران: خاک بر سرت حليمه! بازم دختر زاييدي؟!؟!
در عربستان: نعم؟البنت؟ لا لا لا! أنا بد بخت! سنک سار يا زنده في القبر هذه الدختر!

10-زني به شوهرش خيانت کرد….
در امريکا: طلاق ….
در ايران: فحش، کتک ، اسيد ، چاقو ، قتل ناموسي…..
در عربستان: به دليل دلخراش بودن صحنه ها از بيان آن عاجزيم

...............

راستي در ارائه ي نظرات خود از جو گير شدن خودداري فرمایید . ما هم سعي ميکنيم با جنبه بودن خودمون رو حفظ کنيم

شاد باشید .

|+| نوشته شده توسط یک ای اچی در سه شنبه 1387/11/15 ساعت 21:28 |

كادوي A.H اي
سلام

 بالاخره اين امتحانا تموم شد!!!!

از همتون التماس دعا داريم واسه از اينجا به بعدش!

 ارزوي سلامتي هم براي تمامي اساتيد داريم تا بلكه هنگام نمره دادن فرجي بشه و ياد اين دانشجوهاي نمونه شون بيفتن

خوب از هرچه بگذريم سخن دوست خوش تر است.مرسي بابت نظرات پر از مهر و محبتتونالبته ما ميدونيم كه همش از نوع محبت هاي اي اچي بوده

حالا چون بچه هاي خوبي بودين ميخوايم طي يك اقدام نمادين و انتحاري!!!يه عكس از بروبچ A.H اي بذاريم براتونفقط به كسي نشون ندين ها

خوب اينم عكس البته با رعايت شئونات اسلامي

.

.

.

.

.

.

A.H.Group

 ها چيه؟؟؟!!!

ویرایش:اینم لینک کمکی عکس:

http://flying.persiangig.ir/image/A.H.JPG

 

 

|+| نوشته شده توسط یک ای اچی در شنبه 1387/11/05 ساعت 23:0 |